السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
729
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مقترن بودنش با آنچه موجب علم و يقين مىشود ، علاوه بر اينكه با دليلها و راههاى ديگر نيز اثبات مىشود . و هنگامى كه بطلان سخنان او آشكار شد ، نتيجهى سخنانش هم باطل مىشود كه چنين گفته است : « پس اگر براى شهر دانش درى جز او نمىباشد ، نه عصمت او نه چيز ديگرى از امور دين ثابت نمىگردد . » و حاصل اينكه : اميرالمؤمنين عليه السلام همان باب مدينة العلم است ، و او يگانه مبلّغ از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد . و اگر اين مطلب ثابت شد ، عصمت او و ديگر امور دين ثابت مىگردد . و سپاس از آنِ خداوند جهانيان است . 7 - لازمهى اين گفته ابنتيميّه : « اين حديث چيزى جز افتراى زنديقى نادان نيست » و امّا آنچه ابنتيميّه از روى دشمنى و حسد شديدش بر زبان آورده است كه : « پس معلوم مىشود كه اين حديث چيزى جز افتراى زنديقى نادان نيست كه گمان برده مدح است . و او راه را براى زنديقان ديگر در قدح و ايراد نسبت به دين اسلام ، باز مىكند ؛ از اينرو كه تنها يك نفر آن را تبليغ كرده است » ؛ از كفرگويىهاى بسيار زشت است كه خداوند سبحان و متعال حسابرس و منتقم از او در روز قيامت است . 8 دانستيد كه حديث مدينة العلم را بزرگان علماى ثقهى اهل سنّت روايت كردهاند ، طبقهاى بعد از طبقهاى و نسلى بعد از نسل و تعدادى حُكم به صحت آن دادهاند و گروهى آن را از تابناكترين فضيلتها و منقبتهاى پيامبر و وصى عليهما السلام قرار دادهاند . . . و بر عبارتهاى اين بزرگان و افادات آن سردمداران آگاه شديد ، بنابراين لازمهى اين گفتهى ابنتيميّه اين است كه همهى اين پيشوايان بزرگ و اساتيد والامقام ، يكايك آنان زنديق نادان باشند ، و اگر اينان زنديقهاى نادانى باشند آيا از مذهب اهل سنّت كسى باقى مىماند ؟ پيشوايانى همچون : عبداللَّهبنعثمان قارى ، سفيانبنسعيد ثورى ، عبدالرزّاق صنعانى ، يحيىبن معين ، سويدبن سعيد حدثانى ( استاد مسلم ) ، احمدبنحنبل ، عبادبنيعقوب رواجنى ( استاد بخارى ) ، ابوعيسى ترمذى ، حسينبنفهم بغدادى ، ابوبكر بزّار ،